زين الدين محمود واصفى

273

بدايع الوقايع ( فارسى )

دلو از چاه برمىآمد و آب مىريخت بعد از آن كار مىكردند « 1 » اتفاقا آن چاه دم پيدا كرد و كار كردن متعذر شد . [ مصراع ] نتوان رفت در آن چاه كه دم پيدا كرد « 2 » [ و كار متعسر شد ] . يك جانب چاه را مقدار جويچه تا قعر چاه كندند و به شكل آستينى از چرم دوخته در آن جويچه نهاده محكم ساختند ، و بر سر آن دم آهنگرى نيز ترتيب نمودند ( 49 b ) و مىدميدند و استادان نقب‌كن به كار مشغول بودند ، و هركدام از نقب‌كنان دو كدو بر دو ران خود بسته كار مىكردند كه اگر آب به يك بار منفجر گردد در زير آب هلاك نشوند . تو گوئى كه آن چاه هولناك اژدهايى است « * » از جانب دم تا دهان به زمين فرو رفته ، يا خودگوئى نشان ميخ شاميانهء جاه و جلال حضرت مير است كه فراش صنع الهى در زمين كوفته ، يا اختاچى لطف ايزدى گوى زمين سوراخ كرده بر دم رخش سبز خنگ فلك از براى سوارى آن شاهسوار عرب دفع زخم چشم ساخته . نىنى كه چاه ذقن روى زال زمين است كه دل آنچنان صاحبدلى را « 3 » در قعر چاه انداخته . و در جوار آن‌دو كاريز [ دو چشمه بود كه ] « 4 »

--> ( 1 ) - T صفحهء b 145 و B 768 و صفحه a 177 و الغ دلوى ياساب ايرديلار آنيك بيلاسونى تارتار ايرديلار آندين سونك‌ايش قيلور ايرديلار سوكوب ليكى دين‌ايش قيلماق متعذر بولغاندين سونك بر كردونچه چيقير ( زير آن با جوهر قرمز نوشته شده است ) ياساديلار آنيك يا نيدا بر سردابه سالديلار بر جفت اوكوزنى اول كردونچه غه باغلاب سورار ايرديلار اوكوزلار سردابه غه يتكان همانا دلوسودين تولوب چقار ايردى آنى توكوب بوطريقه بيلا سونى قوروتوب قازماق ايشيكا مشغول بولور ايرديلار اتفاقا اول چاه دم پيدا قيلدى الخ . ( 2 ) - P : اين مصراع و كلمات داخل [ ] را ندارد ( 3 ) - A : صاحب دولتى را ( 4 ) - عبارت داخل كروشه در هيچ‌يك از نسخ به غير از T وجود ندارد . آنها را در اصل ترجمهء T صفحهء a 146 ، و 768 صفحه b 177 از نو تجديد كرده‌اند : و اول ايكى كاريز ؛ و همچنين : جواريندا ايكى چشمه بار ايردى كيم عاشق لار كوزى مثليك ( * ) س 9 اژدهايست